عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
407
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
خداى كه شما بندگانيد ، سؤالها كه از يكديگر مىكنيد ، و حقهاى يكديگر كه ميگزاريد ، و حاجتها كه راست مىكنيد ، بوى و بنام وى مىكنيد ، كه يكديگر را بوقت حاجت مىگوئيد . اسألك باللَّه ، انشدك باللَّه . إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً - اى حفيظا لأعمالكم ، يسألكم عنها فيما امركم به ، و نهاكم عنه . در قرآن هر جا كه كان است به اللَّه پيوسته ، معنى آنست كه لم يزل ، هميشه چنان بود كه هست . وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ - اين در شأن مردى از بنى غطفان آمد كه مالى بسيار بنزديك وى بود از آن برادرزادهء وى كه يتيم بود ، چون آن يتيم بالغ شد مال خويش طلب كرد ، اين عمّ كه قيّم وى بود منع كرد ، و آن مال بوى باز نمىداد . هر دو رفتند بترافع به حضرت مصطفى ( ص ) تا ايشان را حكم كند . ربّ العزّة در شأن ايشان اين آيت فرستاد . رسول خدا ( ص ) بر ايشان خواند . آن عمّ وى گفت « اطعنا اللَّه و اطعنا الرّسول ، نعوذ باللَّه من الحوب الكبير » ، و آن مال بتمامى بوى باز داد . آن جوان چون مال بوى باز رسيد دست در نهاد ، و نهمار در راه خدا هزينه كرد . رسول خدا گفت : ثبت الاجر و بقى الوزر . گفتند : يا رسول اللَّه ثبوت اجر شناختيم ، بقاء وزر چه معنى دارد ؟ رسول خدا ( ص ) گفت : ثبت الأجر للغلام ، و بقى الوزر على والده . وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ - اين خطاب با قيّمان يتيمان است ، ميگويد : مالهاى يتيمان فرا ايشان دهيد ، ايشان را يتيمان خواند آن روز كه مال بايشان ميدهند ، و ايشان آن روز يتيم نبودند ، كه بعد از بلوغ يتيم نيست ، اما از آن وجه راند كه : مال در دست قيّمان بروز يتيمى افتاد . اين همچنانست كه گفت عزّ و علا : فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ و لا سحر مع السجود ، و لكن سمّوا بما كانوا عليه قبل السجود ، كذلك هاهنا .